دريا


Wednesday, September 12, 2007

نقل مکان کردم به جایی قشنگ و با صفا تا شاید این بار دل و به «دریا» بزنم

Sanaz  ||  11:04 PM

Comments:
با سلام
به جاي قشنگ
رفتن درسته اما دل به دريا زدن همچين آسون نيست و خطر موج وكوسه و سوسمار و... را نيز بايد حساب كنيد .
خوشحال ميشم فرصت شد به وبم سر بزنيد
همواره شاد وتندرست
 
با سلام ودرود خدمت شما هم وطن عزيزبا توجه به اينكه مدتي است حملاتي غيراخلاقي وغير فرهنگي از طريق رسانه هاي كشورمان عليه ديانت بهائي صورت مي گيرد، در حالي كه كوچكترين فرصتي به جامعه بهائي داده نمي شود تا در مقابل اين اتهامات پاسخ بدهد. اين رسانه ها با اين حركت و سبك نگارش خويش، قصد دارند به يك پيروزي يك جانبه دست يابند. به همين دليل با راه اندازي وبلاگ ناقص خود سعي دارم پاسخي هرچند مختصروساده به آن اتهامات تكراري رسانه ها بدهم ودر واقع اين فاصله را حذف كنم . لطفا بي هيج پيش داوري، مطالب وب را مطالعه بفرمائيد منتظر نظر و راهنمائي هاي شما مي مانم
http://jooyya.blogfa.com/
 
ا ورق بعدي به روزم
گفتم منهم دوست ندارم قهرمان داستانها در آخر قصه ها از گرسنگي بميرن. يا اينقدر غصه بخورن كه بميرن. دوست دارم همهٌ مردم ، همهٌ مردمي كه توي قصه ها زندگي مي كنند تا آخر قصه زنده باشند و در آخر قصه هيچكس آرزويي كه به آن نرسيده باشد نداشته باشد.
آقاي طريقت نژاد كه حرفهاي من را شنيد، خم شد زانوهايش را مقابل من روي زمين گذاشت، به چشمان من نگاهي كرد و دستش را كنار گوشم گرفت و آهسته گفت: اينها، اينهايي كه مي گويي ، مال ورق بعديه. برگ بعدي كتاب سرنوشت ما...
 
Post a Comment

دوستان:

آرشيو: