دريا


Thursday, July 31, 2003

هر سال زنگ میزد و با صدای مهربان اما لرزان تولدم را تبریک می گقت
بی اختیار اینبار هم وقتی صبح زود گوشی را برداشتم انتظار شنیدن صدایش را داشتم
اما تا اخر شب هم زنگ نزد
چشمانم را که بست
دست گرمش را بر صورتم کشید
به یادم آورد که چند ماهی است که از "زمینی"ها خداحافظی کرده


Aaramesh  ||  1:21 PM

Comments: Post a Comment

دوستان:

آرشيو: