دريا
|
|
Tuesday, March 11, 2003
چشمانم را بستم
حضورش را در خاطراتم كمرنگ كردم دوست نداشتم نگاه زيباي پدرانه اش را به نگاهي بي تفاوت تبديل كنم دوست نداشتم صداي پرطنينش را به صدايي ارام تبديل كنم اصلا دوست نداشتم كه خاطرات خوب "كار"را تغيير بدم. بار ديگر چشمانم گوشهايم ودفتر خاطراتم را براي هميشه بر رويش بستم.
Comments:
Post a Comment
|
|
||||||||||||
|
|
|||||||||||||